کردهای خراسان (قوچان شهر مرزداران)
 
 
منوی اصلی
صفحه نخـــــست
چــــاپ صفــــحه
خـــانه كردن وب
ذخـــــیره صفحه
پـست الکترونیک
بایگـــانی مطالب
در باره ی ما
 

به وبلاگ من خوش آمدید
موضاعات
تاریخ و پیشینه مناطق دیدنی و توریستی فرهنگ و هنر شخصیت های معروف آداب و رسوم اختلاط قومی نژادی اخبار
پیوند وبلاگ
جندی شاپور البرز

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان قوچان شهر مرزداران و آدرس ghuchan.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






 

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی


آرشیو ماهیانه
دی 1392
شهريور 1392
مرداد 1392
تير 1392
نویسندگان
نویسندگان
پیوند وبلاگ

:: تمام پیوندها ::
 
طراح قالب و کد های جاوا...

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

طراح قالب و کد های جاوا...

Www.LoxBlog.Com

کد های وجاوا :

خبرنامه وب سایت:







اولین مطلب

 

به عنوان اولین مطلب می خوام هدفم رو از ایجاد این وبلاگ بگم :

بنده فرهاد آشیانه هستم ، متولد کرج و بزرگ شده کرج ولی اگه یه وقت بخام از خاطرات خوب زندگیم بگم میتونم به جرات بگم که همه لحظات ناب زندگی من تو قوچان و مخصوصاً دهستان دولتخانه شکل گرفته به همین خاطر هم همیشه دوست داشتم بیشتر در موردش بدونم ،دوست دارم از گذشته اش از اتفاقات مهمش در طول تاریخ شرایط حال حاضرش و هر چیز جالب دیگه در مورد قوچان مخصوصاً محدوده دهستان دولتخانه بدونم  ولی هرچی بیشتر سرچ کردم بجز یک سری اطلاعات تکراری که اسامی قدیمی قوچان چی بوده ( آراآساک ، خبوشان ، شهر کهنه و.. ) محدوده جغرافیایش کجا بوده و هست ، خوانینش چه کسانی بودن و خلاصه از این اطلاعات کلی بیشتر دستگیرم نشد به همین خاطر تصمیم گرفتم که یه سایت عمومی ایجاد کنم به این منظور که روایتهای درست و غلط مردم قوچان رو  بیان کنم و با دوستان در میان بذاریم و روش مانور بدیم یا بهتر بگم یه سایت مردمی با هر موضوعی که مورد توجه خود عزیزان قوچانی باشه ایجاد کنیم و اطلاعات شهر رو روستاهاش رو طبق گفته های مردم همونجا تکمیل کنیم و از شما دوستان می خوام که بهم کمک کنین تا این اطلاعات به بهترین نحو و با درست ترین  اطلاعات ایجاد بشه .

 

به امید اینکه قوچان رو به نحو احسنت به مردم دنیا بشتاسونیم.

البته دوستان عزیز باید ببخشن چون من اوقاتم طوری پر شده که خیلی کم میتونم تحقیق کنم به همین خاطر مطالبم رو با فاصله زمانی زیاد به روز می کنم و بعضی دوستان که پیگیر هستن از این جیان ناراضی هستن . ( باید ببخشید دیگه)

 


کم زیادم نیستیما!!!!!!!!!!!!!

این مطالب رو تو یکی از پر بیننده ترین سایتها دیدم

خصوصیات بافته‌های کردی
کردها برخلاف نقوش اسلیمی که دارای انحنا می‌باشد، دارای نقش‌های هندسی و زاویه‌دار می‌باشد. به طور کلی در بافته‌های کردی با یک نگاه بلافاصله تقسیمات اصلی هندسی به چشم می‌خورد، اما هزاران سطح و فرم متنوع که هر کدام نماد انتزاعی عنصر یا ماجرائی پیرامونی است، با تلفیق مربع و مثلث ایجاد شده و بهترین راه تمیز بافته‌های اصیل کردی از سایر بافته‌ها، کنار گذاشتن آنهائی است که در ساختارشان نقوش منحنی و مشتقات دایره موجود است. در ساختار نقوش کردی اصیل هیچ الگوئی نبوده که به عنوان نقشه استفاده شود، به همین دلیل بافنده همچون نقاش، نقوش را ذهنی به‌وجود می‌آورد.
 
نقشه‌ها و طرح‌های کردی بیشتر ذهنی هستند و گاهی به نام محل‌هائی که این فرش‌ها در آنجا بافته شده‌‌اند، می‌نامند و گاهی اوقات نام افراد صاحب نفوذ محلی را به خود می‌گیرند، البته به علت عدم استفاده از نقشه بعضاً اشتباهات تصویری در بافته‌های آنان دیده شده و بافته‌های آنان کاملاً متقارن درنمی‌آید. برخی از نقوش موجود در بافته‌های کردی مستقیماً از عوامل طبیعی الهام گرفته شده‌اند اما طوری تغییر یافته‌اند که به سختی قابل شناسائی‌اند. آن دسته از نقوش متن کادر که شبیه اچاری با دسته بلند است، شاید مارهائی باشند که نقوش نمادین مرکز را مورد هجوم قرار داده‌اند و به افسانه‌های قدیم درباره اژدها یا همان ضحاک مربوط شوند.
 
رنگ‌های متنوع بافته‌های کردی از وقار و تنوع و هماهنگی رنگ طبیعت مایه گرفته است. اگر چه بافنده کرد برای تخلیه هیجانات درونی به شکلی ناخودآگاه رنگ‌های متضاد را در کنار هم قرار داده اما این امر به یکپارچگی فضای بافته لطمه نزده نظامی هماهنگ و سازگار نگاه داشت در این بافته‌ها اگرچه فرم‌ها تقریباً قرینه هستند اما پراکندگی رنگ از این اصل پیروی نکرده بیشتر گلیم و فرش‌های کردی به شکل مستطیل طویلی است. کلی طرح‌های بافته‌های کردی عبارتند از: محرمات،حوضی، موزائیکی، گل شفتالو، لوزی (سوزنی بافت). یکی از انواع بافته‌های کردی طرح سوزندوزی جل اسب با نقوش حیوانی یا هندسی است.
 
دارهای قالی بافی کردها افقی است، بنابراین نمی‌توانند فرش‌هائی با اندازه‌های بزرگ بافت. در بین بافندگان کردی بیشتر گره ترکی مورد استفاده قرار می‌گیرد. تعداد گره در واحد سطح برحسب نوع فرش بسیار متغیر است، در فرش‌های ایلی تعداد آن کمتر است و بنابراین بیشتر بافته‌های کردی درشت بافت هستند و ضخیم و خشن.
 
قوچان اهالی قوچان در اصل شاخه‌هائی از کردها هستند (تیره‌های زعفرانلو، شاولو) که از چند قرن پیش از کردستان و قفقاز به شمال مشهد کوچانیده شده و در این شهر و اطراف آن ساکن شده‌‌اند. طرح‌ها و اسلوب‌های بافندگان آنها که در اصل متأثر از نقوش و روش‌های بافندگی قفقاز بوده، به لحاظ مجاورت با ترکمن‌ها و بلوچ‌ها از سنت‌های متداول در قالیبافی این اقوام نیز به حکم همجواری برداشت‌هائی نموده است و در میان بافته‌های آنها نیز دیده می‌شود. گاهی در دو سر قالیچه‌های قوچانی به گلیم بافت‌های سوزندوزی شده عریضی تا حدود۵۰ سانت برمی‌خوریم که کیفیتی است اقتباسی از روش‌های بافندگی ترکمن‌ها.
 
گره فرش‌های قوچانی از نوع ترکی، تار و پود آنها اغلب از پشم و رنگ‌های مصرفی در رنگرزی الیاف این فرش‌ها بیشتر در مایه‌های آبی تیره، قهوه‌ای بژ و عاجی با کمبود چشمگیری از رنگ قرمز می‌باشند، را دارند. ابعاد دلخواه بافندگان قوچانی دو ذرعی و کلگی است. از فرش‌های معروف قوچانی، فرشی است به نام فرش امام قلی که در منطقه‌ای به همین نام بافته می‌شود. قالی‌های اصیل آنها از نوع قالی‌های کردی ایران است، اما ویژگی نوع پشم مصرفی باعث گردید که تغییراتی در کیفیت بسیاری از این قالیچه‌ها به‌وجود آید.
 
لذا تفاوت زیادی بین قالی‌های غرب کشور (کردستان) و قالی‌های کردی شمال خراسان وجود دارد. اما متأسفانه مناطق شمال خراسان به‌ویژه قوچان، در طی چند دهه گذشته از بافت سنتی و اصیل خود جدا شده‌اند و امروز با گرایش قالی‌های سبک نایین کاشان و حتی کرمان با کمترین کیفیت به تولید قالی‌های ارزان قیمت اشتغال دارند. علی‌رغم استفاده از طرح‌های مذکور کلیه ویژگی‌های بافت آنها نظیر نوع گره، نحوه شیرازه بافی، چله کشی، ابعاد، و . . . کاملاً منطبق با قالی‌های مناطق جنوبی‌تر، مانند مشهد، سبزوار و نیشابور است.

سوال بعدی که همیشه تو ذهنم بوده اینه که دین یا ادیان اجداد ما چی بوده؟

قسمت اول:

طبق آنچه در نوشته های قبلی آوردم از نژادهای اصلی و سازنده بلکه پایه نژادهای کنونی مناطق اطراف قوچان رو آریایی ها مشخص کردم که البته به علل مختلف که اونها روهم گفتم این نژاد با نژادهای دیگه آمیخته شد تا به الآن رسیده . منظور اینکه من برای مشخص کردن دین اجدادمون از آریایها شروع کردم تا به الآن.

در یکی از مجلات به نام ایرانزمین این مطلب به چشمم خورد که آنچه قوم آریا را در هزاره دوم پیش از مسیح از دیگر اقوام جهان باستان متمایز می کرده این بوده که  آریایها نه عقاید بت پرستانه ونه نیا پرستانه  داشتند و پیامبری هم که بر اونها حکومت بکنه نداشتند که به پیامبرشاه معروفن بلکه خدایانشان ذاتهایی مقدص بودند که ما اونهارو مظاهر آسمانی می نامیم مهمترین مظاهر  اونها خورشید و ماه و اختران و آذرخش و طوفان بوده (منظور از مظاهر اینه که از جسام یا وجودات برای بیان یک حس یا ذات پاک و کامل استفاده می کردن ) . واروُنَه ( فلک ) میتَر (مهر/ فروغ خورشید ) آناهیتَه ( ناهید زهره ) وَرَهران (بهرام/مریخ ) ایندِرَه ( آذرخش ) وایو(نیروی طوفان ) آگنی (آتش سوزنده)  و ,,, خدایان قوم آریا بودند.

همه خداهای آنها  ذاتهای آسمانی بودند که در پدیده های طبیعی تجلی یافته بودندو هرکدام از آنها بنا بر تاثیری که در زندگی انسانها داشت مورد پرستش قرار می گرفت .

میتره و وارنه مقام نخست را داشتند چنانکه  در کتاب « ریگ ودا » ( کتاب آریایهای مهاجر به هند ) معمولاً نام ایندو در نیایشها آمده.

هر کدام از این نامها معنی و مفهوم خود را بدوش می کشید که ذکر کردنشون اینجا به قول معروف مجال نمیده یا نداره ولی برای اینکه یه اسم اصیل ایرانی قوچانی دیگه رو بگم یکیشونو یکم توضیح میدم.

میتر در زبان آریایی یک صفت مجرد بوده به معانی دوستی ، مهبت ، مهر که خیلی جاها از واژه مهربان به عنوان پاسدار مهر نام می برن  که شاید میتر پرستان یه قسمت داشتن که مسئولش رو مهربان می گفتن البته این یه گمان از طرف بنده حقیره واز اونجا که من از تاریخ هیچی نمیدونم روش اصلاً حساب باز نگنین .

میتر مظهر روشنگری و حیات بخشی و مهر آفرینی بود که تجلیات حیات و بیداری و حرکت و زندگی فعالیت رو از اون می دونستن بنا بر عقیده آریایها همه خوشیها از اون ناشی می شده. قابل ذکره که من جای دیگه در یک برنامه تلویزیونی به نام فرقه ها که گروه شوک تهیه کرده بود دیدم و به خوبی یادمه که یک کارشناس، میترایسم رو فرقه ای از دین زرتشت معرفی کرد ، حالا اینکه این میتره همون میترایسم باشه رو نمیدونم . در کتب هندو در مورد دین ایرانی اینطور نوشته که در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد مجموعه دینی به نام «اَوِستا» تدوین شده که همه مظاهر آریایی  از مرتبه خدایی پایین آورده شدند و هرکدام به یک « ایزَد » تبدیل شدند و آفریدگار جهان نیز ذاتی به نام « اهورَمَزدا » نام گرفت که ذاتی (((نا دیدنی و وصف نشدنی ))) بود لذا میتر نیز که روزگاری از مظاهر بود به یک از ایزدهای اهورا مزدا تبدیل شد . اینو نمیدونم که معنی و مفهوم دقیق ایزد چیه که ما الآن به خدا ترجمه می کنم.

mithras_statue.jpg

مهر یا میترا در شب یلدا پا به عرصه هستی میگذارد و زندگانی پر فراز و نشیبی را آغاز میکند در این شب میترا از دل سنگی درون غاری به دنیا میآید. در هنگام تولد تنها یک کلاه بر سر دارد و شمشیر و تیروکمان در دست . برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم میدانند. میترا به هنگام تولد کره‌ای در دست دارد و دست دیگرش را بر دایره بروج گرفته‌است. و در مسیحیت چون روز میلاد مسیح مشخص نبوده این روز را روز تولد مسیح اعلام کردند

File:Horus standing.svg

چلیپا

علامت صلیب    tاز علائم مهر پرستان است. مهریان به صلیب شکسته نیز به نام چرخ خورشید احترام میگذاشتند. א این نماد نشانه چرخ خورشید است .

 

  • به هامون سپاه و چلیپا نماند/

 

به دژها صلیب و سکوبا نماند.

 

  • که اوریغ بد نام آن شارسان/

 

بدو در چلیپا و بیمارسان .

 

  • چو بر جامه ٔ ما چلیپا بود/

 

نشست اندر آیین ترسا بود. فردوسی .

چلیپا بشکل صلیب شکسته از نمادهای هندویی است و در آیین هندو نیز نشان چرخش خورشید و چرخه زندگس و تناسخ نیز هست. در نمادهای هندی خورشید و گل نیلوفر صحرایی و نیلوفر آبی نیز جایگاه مقدسی دارد.

 

البته این رو هم بگم که بر فراز این خدایان که نام بردم و جایگاهشان در زیرآسمان بود دو خدا که گرداننده تمام امور آسمان و انسان وجود داشتند که اهورَ(خدای اداره کننده عمورات در روز) و دَیوَ (خدای اداره کننده عمورات در شب) بودند که دیگر خدایان را نیز کنترل می کردند.

نقشی از تاق بستان در کرمانشاه ایران. در این نقش شاه ساسانی شاپور دوم در میان و در سمت راست وی اهورا مزدا که حلقهٔ فر ایزدی را به منظور تاجگذاری به او می‌دهد، بر روی دشمنی به خاک افتاده (یولیانوس امپراطور روم) ایستاده‌اند. درسمت چپ شاه، میترا یا مهر، که پیکان‌های نوری همچون خورشید از سر او در تمامی سمت‌ها پراکنده شده، شاخه‌ای از نبات که «برسم» نام دارد را در دست گرفته‌است و بر روی گل نیلوفری ایستاده‌است.

با گذشت زمان و رخدادهای گوناگون اهم از ازدیاد جمعیت و روستا نشینی و افزایش عقاید ونظرها در اوائل هزاره دوم پیش از مسیح آریا به دو بخش تقسیم شد بخشی که یکجا نشین بودند و اهوره خدایشان بودو مسالمت جو بودند و بخشی که متنقل (کوچ نشین) بودند و دیو خدایشان بود و جنگجو بودند و معمولاً به اراضی روستا نشینها حمله ور می شدند و غارت می کردن که مسئله با گذشت زمان باعث به وجود اومدن کدورت و این عقیده بین اهوره پرستان شد که دیوه یک ذات بد و جنگ طلبه ( شاید هم کلمه دیو از همینجا نشأت می گیره )

این جنگها و افزایش جمعیت ها و بلایای طبیعی و کوچهای مکرر و اتفاقات دیگه ، همه و همه و مخصوصاً افزایش و پیشرفت  روش تفکر و فهم و دانش انسان باعث تغییرات و تعویضهای زیادی در این ادیان شدند که البته پایه اونها همون صفات بارز ذاتها بوده. معرفی وبیان این اتفاقها و ادیان به وجود اومده خودش یک کتاب چندین  صفحه ای می شه من خیلی سریع رد می شم تا به زرتشت برسم ولی قبل از اون یکی از این واقعه ها رو می گم چون خیلی نزدیکه به قوچان و دین اجداد قوچانی.

اول  اینکه تاریخ نویسان محدوده فلات ایران باستان رو اینطور تعریف می کنن از تاجیکستان کنونی شروع می شده، زمینهای میان دو رود بزرگ آمودریا و سیردریا ( که در ازبکستان و ترکمنستان کنونی واقع اند) را در بر می گرفته بخش اعظم این سرزمین افغانستان کنونی بوده و خیلی تعاریف دیگه که شرق و شمال شرق اون دقیقاً همون منطقه جغرافیایی قوچان کنونیه.

و ثانیاً:

نخستین کسی که در اساطیر ایرانی با صفت ((شاه)) از اون یاد می کنن  جمشید نام داره که در هزاره دوم پس از میلاد یک اتحادیه بزرگ از بخشی از قبایل آرایی تشکیل داده بود و خودش رو به عنوان (خشَیتَه ) یعنی شاه نامیده بود اون اتحادیه که برای حمایت از زمین و آب منطقه در برابر هجوم قبایل خصم _ یعنی بخش دیگری از آزیای ها _ صورت گرفته بود تشکیل این اتحادیه رو می شه اوج درگیری بین نوادگان دیو پرستان و اهوره پرستان و مهاجرت و کوچ  کوچنشینان به سمت هند و یونان دونست که در تاریخ مبدأ، کوچها و تشکیل حاکمیت آریایها را در  شرق فلات ایران می دونن و تشکیل این اتحادیه مطمعناً در وسط و غرب فلات ایران نبوده بلکه میتونه در مسیر مهاجران به هندوستان بوده باشه چرا که در کتاب ریگ ودا از جمشید به عنوان یک انسان مقدس یاد شده. ( کتاب ریگ ودا کتاب دیو پرستان مهجرت کرده به هندوستانه )

{پس تمام این اتفاقها و ادیانی که تا اینجا گفتم و از این به بعد میگم به احتمال زیاد در قوچان هم رخ داده}

جمشید شاه

 

تخت جمشید در زمان ناصردین شاه

 

 

به دنبال اوجگیری ستیزهای قبایل آریان و زمانی که کاوی ها ( بعد از جمشید افراد دیگه ای هم بای ایجاد اتحادیه های خودشون تلاش کردن که به اونها کاوی می گفتن و اینم داستانش طولانیه ) در همه جا با هم در جدال برای تشکیل اتحادیه های بزرگ بودند و آرامش و امنیت از جوامع آریایی سلب شده بود

جمشید در شاهنامه فردوسی، فرزند تهمورث دیوبَند و شاهی فرهمند است که در پایان به دلیل خودبینی و غرور بی‌اندازه، فره‌ی ایزدی از وی گرفته و به دست ضحاک تازی کشته می‌شود. درازای فرمان‌روایی جمشید 700 سال است که 300 سال از آن بهترین روزگاران ایرانیان (از دید استوره‌ای) به شمار می‌آید که در آن هیچ مرگ، بیماری و سختی وجود نداشت. پیدایش نوروز و شماری از ابزارهای زندگی در زمان جمشید رخ می‌دهد.

 

« زَرَت اُشتر پسر پوروش اَسپَه از خاندان اسپیتامَه به عنوان پیام آور صلح و آرامش ظهور کرد و پرچم مبارزه با کردارهای دو طبقه از طبقات اصلی اجتماعی آن زمان (امیران گسترش طلب و متولیان دین بی بهره آن زمان ) را برداشت .

در اوستا سن زرتشت در شروع مبارزه را 30 سالگی و مدت آن را 15 سال بیان کرده

البته از زمان ظهور او  نمیتوان صحبت دقیق کرد چون اختلاف نظر در این مورد بسیار زیاد است و اینرو هم بگم که در اوستای تدوین شده در سده چهارم مسیحی زرتشت را بنا بر ادعای  مغان آذربایجان از آذربایجان دانسته اند. البته این ادعا که نمیتونه درست باشه چون اولاً در کتب تاریخی زمان قدرت گرفتن جمشید رو زمان ظعیف شدن دیو پرستان می دونن  پس ظهور زرتشت هم میتونه تو اون زمان باشه و ثانیاً محققها عقیده دارن که لهجه ئی که گاتَه ی زرتشت به آن سروده شده از لهجه های دوران بسار دورتر از مادها بوده و در پیوند با لهجه ئی که ریگ ودای سروده شده می باشد و ریگودای هم که گفتم چه کتابیه ثالثاَ آبادیها و رخدادهایی که در گاتَه آمده نشان میده که زرتشت در شرق فلات ایران (منطقه ای که قوچان حتماً توش بوده) می زیسته.

File:Centum Satem map.png

مسیر و پراکندگی آرینها در دو دسته کوچ نشین که به سمت هندوستان رفته اند و روستا نشینان که در منتطق شمالی ساکن شند


ما نوادگان چه کسانی هستیم؟ یا بهتر بگم اجداد ما چه کسانی هستند ؟

قسمت چهارم : حمله مغول

در مغول قبایل بسیاری بودند که هر قبیله به طور جداگانه با قوانین خود زندگی و با دیگر قبایل معاشرت می کردند که البته منظور از معاشرت به صورت متمدنانه امروزه نیست پدر تیموچین رئیس یکی از این قبایل بود که توسط ایل والوس کشته شد و خانواده او به تصرف درآمد اما چون چنگیز هنوز سن لازم برای کشته شدن را نداشت ( یکی از قوانین مغول این بود که کودکان مغول نباید کشته شوند حتی در جنگ مگر اینکه به سن لازم برسند) زنده ماند و مادرش او را فراری داد و او نیز به نزد اونک خان رئیس یکی دیگر از قبایل آمد و به او پناه برد که بعد از مدتی پسرهای اونک خان به بهانه ای (به قول خودمون ناموسی) اونک خان را علیه او کرده و اونک خان خواستار قتل او شد تیموچین متوجه شده فرار کرد و با درایت مادرش (که گویی بسیار زیبا هم بوده ) به قبیله خود بازگشت و با گذشت زمان به مقام رسید و با اونک خان که پیر شده بود جنگید و او را به قتل رساند و قراقروم (قراقروم تا قبل از آن مرکز گرایلیها بوده که متمدن تر از مغولها بودند ) را مقر سلطنت خود ساخت از طرفی هم ایرانی ها از قبل با گرایلیها مشکل داشتند و تا حدودی گرایلیها را از مغولها می دانستند با این وجود بعد از سلطنت چنگیزخان مراودات تجاری و بازرگانی انجام می گرفت تا اینکه حدود سال 613 هجری قمری وقتی نیال خان پسردایی سلطان محمد خوارزمشاه با بیست هزار سوار در اترار حکومت می کرد در مال اموال بازرگانان مغول طمع ورزید و جریان ورود آنان را بر خلاف واقعیت به سلطان گزارش داد که اینان برای جاسوسی به ایران آمده اند و سلطان خوارزمشاه نیز بدون تحقیق پذیرفت و به او ماموریت داد که آنها را زیر نظر داشته باشد که نیال خان نیز آنهارا کشت و اموالشان را مالک شد که خبر به چنگیزخان رسید و او نیز با لشکری عظیم به سمت ایران شتافت و سلطان محمد بار دیگر اشتباه کرده  سپاهیان را متفرق کرده و فراری شد و چنگیز از موقعیت نهایت استفاده را برد چه بسا اگر سلطان محمد خوارزمشاه به شمال کشور فراری نمی شد چنگیز به خراسان بسنده می کرد و در مقابل سپاهیان ایران ظعیف می شد و پیشروی نمی کرد

و اما تغارچا داماد چنگیز و برکای مامور حمله به خبوشان شدند

نورالدین محمد زیدری  نسوی در کتاب سیره جلال الدین می گوید (( من در آنهنگام در قلعه خویش خرندر ( از مناطق خبوشان ) فراری ها به سمت ما می آمدند و ما آنها را پناه می دادیم بعد به نزد باقی اقوامشان می فرستادیم درست در همانهنگام که تاتار در حال ویران کردن بودند ، سرهنگی حبشی نام از اهل کاهجه ( از مناطق خبوشان ) به آنان پیوست و مغولها او را به تمسخر می گرفتند و او را به کارکردگی خود گرفتند و کار ساختن منجنیقها را به او دادند و از این رو بلا بر سر مردم چندین و چند شد بعد او را مامور تهیه نیروی پیاده کردند و او هم شیوه نامردی پیش گرفت و به روسای قرای خراسان نامه می زد که خود و مردمانشان تسلیم شوند و تبر و تبرزین و لوازم جنگ هرچه دارند بیاورند تا به سراغ قراهای دیگر روند آنها هم اگر قبول می کردند به جمع آنها می پیوستند وگرنه به هلاکت می رسیدند بله اینگونه مغول می تاخت و اگر سلطان نمیگریخت و این خود باختگان نبودند آیا مغول توان این ویرانگری را داشت؟

سلطان جلال الدین پسر محمد خوارزمشاه 

 سردار دلاور ایران زمین که در مقابل مغولها ایستادگی کرد

قوچان چطور قوچان شد؟

از زمان حمله مغول تا آمدن هلاکوخان مردم در کوهها پنهان که چه عرض کنم سالها زیستند تا اینکه نبیره هلاکوخان امیر اغون به ساخت و ترمیم شهر پرداخت و برای بازگزداندن فراریها دستور عمومی داد که (قاچانله گلند) یعنی فراریها برگردند و شهر را پر کنند که وقتی شهر پر شد از مردمی که به آنها فراری می گفتند شهر را نیز به نام فراریها (قاچانله) قوچان نامیدند به همین دلیل در کتب مختلف قوچان را یک لفظ مغولی بیان می کنند.

نتیجه:

در حال حاضر جامعه شناسان نژادهای قوچان را کرد ، ترک ، تاجیک و بدل ( شاید منظور بربرهاست) می دانند . حال شما با توجه به نکات بالا حدس بزنید که از نوادگان کدامید ؟ سکائیها که احتمالاً ترک بودند، پارتهای که آمیخته آرین ها و سکائی بودند ، اعراب (در بجنورد هنوز هم توایف عرب داریم ) ، کردهای کوچ کرده به این دیار؟ ویا مغولها که خود چند دسته بودند .

برای تشخیص این مسئله باید یک مطالعه مفصل از این نژادها داشته باشید برای مثال یک مورد این است که مغولها بر بدن مویی نداشتند و رنگ رو به زرد ئاشتند و موهایی لخت و بی حالت به سر داشتند و معمولاٌ چشم بادامی یا پارتها ریز اندام ولی قوی و با بازوهای برآمده و سر شانه های پهن و چقر

خوب شما از کدام گروه هستید؟


آخرین مطالب ...
» کم زیادم نیستیما!!!!!!!!!!!!!
» سوال بعدی که همیشه تو ذهنم بوده اینه که دین یا ادیان اجداد ما چی بوده؟
» ما نوادگان چه کسانی هستیم؟ یا بهتر بگم اجداد ما چه کسانی هستند ؟
» ما نوادگان چه کسانی هستیم؟ یا بهتر بگم اجداد ما چه کسانی هستند ؟
» ما نوادگان چه کسانی هستیم؟ یا بهتر بگم اجداد ما چه کسانی هستند ؟
» ما نوادگان چه کسانی هستیم؟ یا بهتر بگم اجداد ما چه کسانی هستند ؟
» اولین مطلب

Home | FeedBack

Copyright © 2008 LoxBlog.Com . All Rights Reserved. Translation Www.NazTarin.Com